افكار غيرچيني باشد؛ اين نفوذ در جهت ديگري بود، ازقبيل آنچه در بالا درمورد ترجمه‌هاي‌ رشيدالدين از پزشكي چيني به فارسي و عربي متذكر شديم‌.
پيش از گفت‌وگو از هشت پزشك برجسته‌، بهتر است چند كلمه‌اي درباره‌ٴ پزشكي ديگر گفته‌ شود به نام وانگ هائوـ كو كه در مجلد دوم فراموش شده‌، زيرا گمان مي‌كردم درحدود سال‌1308برآمده است‌. او، در واقع‌، متعلق به نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم است‌. او اصول قديمي مربوط به‌ نبض را تكميل كرد و آثار پزشكي فراواني نوشت‌.
تسوشوان در سال 1307 كتابي در زمينه‌ٴ برنامه‌ٴ غذايي و بهداشت سال‌خوردگان نوشت‌. سال بعد وانگ يو كتاب نخبه در باب پزشكي قانوني را بازنويسي كرد. در سال 1323 وِن‌ـ جِن‌ كووِئي رساله‌اي درباب آبله نوشت كه ادامه‌ٴ يك سنت كهن چيني يا آسيايي بود؛ آبله نه تنها پيش‌ از آن در چين‌، بلكه در حوزه‌ٴ مديترانه نيز شناخته شده بود، ولي مايه‌كوبي از دير باز در آسيا صورت مي‌گرفت‌. هوسسوـ هوئي رساله‌اي در آيين تغذيه‌ٴ درست نوشت كه حاكي از برخي‌ دريافت‌هاي تجربي درباره‌ٴ بيماري‌هاي ناشي از كم‌غذايي و درمانشان با برنامه‌ٴ مناسب است‌. اين‌ آگاهي‌بخشي از فرهنگ عامه‌ٴ قديم چين درزمينه‌ٴ پزشكي بود و احتمالاً مي‌توان آن‌را در بسياري‌ رساله‌هاي پيشين راجع به تغذيه يافت‌، موضوعي كه چينيان در آن زمينه آثار فراواني پديد آوردند. آنان تنها از برنامه‌ٴ غذايي افراد سالم سخن نگفته‌اند، بلكه نمونه‌هاي مناسب براي هر ناراحتي و متناسب با هر گروه سني و تغذيه‌ٴ ويژه‌ٴ زنان باردار و شيرده و غيره را هم برشمرده‌اند (تسوشوان را در بالا ببينيد). علاقه‌ٴ چينيان به اصول تغذيه بخشي از توجه عميقشان به بهداشت‌ و پيش‌گيري از بيماري‌ها بود. تصوير جالبي ازاين توجه را در يكي از ضرب‌المثل‌هاي قديمشان‌ مي‌بينيم‌: ((پزشك خوب از بيماري پيش‌گيري مي‌كند؛ پزشك متوسط از كسي كه در معرض‌ بيماري است مراقبت مي‌كند؛ پزشك بد به معالجه‌ٴ بيمار مي‌پردازد.)) (ايسيس 33 ـ 277).
وئي‌ئي‌ـ لين در سال‌هاي 1328 ـ 1337 مجموعه‌اي از دستورالعمل‌هاي تجربي گزيده‌ٴ خود و نياكانش را تا پنج نسل گردآوري كرد! چئي‌ته‌ـ چيه در همان زمان رساله‌اي در جراحي نوشت‌.
هواشو در سال 1341 رساله‌اي در كالبدشناسي و پزشكي تأليف كرد كه به‌ويژه درباره‌ٴ رگ‌ها بود؛ كتاب او در سراسر خاور دور مطلوب واقع شد. چو تان‌ـ چئي در ادويه‌ٴ مفرده تجديدنظر كرد، اساس نظري درمان‌شناسي را گسترش داد؛ او نخستين كسي بود كه از به‌كار بردن روغن‌ چولموگرا1 در معالجه‌ٴ جذام سخن گفت (استعمال روغن بايستي خيلي قديم‌تر باشد و مانند مايه كوبي يك سنت قديمي ناشي از دانش عاميانه‌).
گفته مي‌شد اين چو تان‌ـ چئي‌، تائومذهب بوده‌، ولي من در ميان نام بزرگان تائو او را نيافتم‌.


1. Chaulmoogra ، نوعي درخت بومي اندونزي كه از دانه‌ٴ آن روغن چولموگرا به دست مي‌آيد.